!کتاب فانتزی

!!!درود بر فانتزی دوستان

 
جواب برخی ....
نویسنده : pkpan - ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٩
 

جواب برخی

سلام دوستان!

بعد ده روز که برگشتم هوس کردم یه سر به یکی از وبگاه ها بزنم که اسم خودمو توش دیدم!

اول پستی بود که یکی از ایمیل هایم به مدیر وبگاه مورد نظر در اون قرار گرفته بود و در پست بعدی عنوانی به نام دوست یا دشمن در آن قرار داشت که به من مربوط می شد!

نظر یکی از بینندگان و جواب من در آن پست قرار گرفته بود و مردم هم هر چه از دهانشان در آمده بود به ما گفته بودند!(دستشان درد نکند!)

اول از همه این که آقا محسن عزیز من به شما گفته بودم که فقط وقتی داستان خانم عابدینی رو گذاشتین من حرف های شما رو باور می کنم.... و در حال حاضر شما هنوز آن داستان رو نذاشتین و من سر حرفم هستم... که شما هیچ مدرکی ندارین!

دوم این که مسخره کردن من اگه دلتونو خنک می کنه راحت باشین....ولی اگه آدم منطقی ای بودین الان به فکر این بودین که داستانو به من بدین .... نه این که پسوند خان به اسم من اضافه کنید!

سوم هم این که بهتره بدونید که مسخره کردن اشخاص در وبلاگ نویسی خلاف قانونه (اگه موقعی که وبلاگتونو می ساختین قوانینو می خوندید ،فهمیده بودین!) و لطفا هر چه سریع تر اون پست مسخره تون رو پاک کنین! در غیر این صورت من گزارش تخلف شما رو میدم!

حرف چهارم هم با مردمه مونه.... فکر نمی کنید بهتره دست برداریم از این زود جو گیر شدنمون؟؟؟ بسه دیگه! هرچی داریم میکشیم از همین نقطه ضعفمونه! اینکه هر کی دو تا حرف حماسی میزنه و از بزرگی ایران میگه ، سریع جز می گیرتمون که آره راس میگه و این حرف ها! خیلی ها از این حرف ها زدن! دوستان شما که انقدر به تاریختون افتخار میکنید.. . برین ببینید چندین بار توی تاریخ با همین حرف های حماسی کلاه سرمون رفته(بیشتر دوران مشروطه) ! خب برین ببینید دیگه! یه بار هم شده دست بردارین از دوران گل و بلبل کوروش و داریوش! هر ملتی یه قله داره! ولی وقتی میرسه به قله باید حواسشو جمع کنه که از قله نیاد پایین ... ما حواسمون نبود.... ! واسه همین الان اینطوری هستیم! هنوز هم نمی خوایم از خواب بیدار بشیم و شروع کنیم به ساخت ایران! ایرانی به عظمت گذشته! منتظریم تا کاری واسمون بکنن... . یا اینکه فقط برامون کر کری های ما این بودیم ما اون بودیم و بگن! اگه خود ما مردم نخوایم هیچ وقت نمی تونیم این کشور رو بسازیم و به قدرت برسیم... . فقط هم باید منتظر باشیم بیان از این حرف های قلمبه سلنبه بریزن تو حلقمون!

در هر صورت دوست عزیز ، آقا محسن... . همونطور که گفتم من تا وقتی اون داستانو خودم نخونم .... هیچی باور نمی کنم!

با تشکر!


 
 
جهادی...
نویسنده : pkpan - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٩
 

در قدیمی

سلام دوستان...

10 روزی بود که به دلیل سفر اصلا از اینجا خبری نداشتم....

امروز بر خلاف همیشه و فقط برای همین یک بار می خوام از چیزی به غیر از کتاب بنویسم...می خوام از سفرم بنویسم...

سفری که بی شک بهترین سفر زندگیم بود ... . با تمام سختی ها و زمان های طاقت فرسایش!

 


 
 
شایئه ای مسخره یا واقعیتی تلخ؟؟؟؟؟
نویسنده : pkpan - ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩
 

شایعه

سلام دوستان!

اگه کمی حوصله کنید و این مطلب رو بخونید ممنون میشم!

شما چه فکر می کنید؟

آیا این یه حقیقته؟

یا شیعه ای برای تفریح یک آدم سودجو؟

من قضاوتی نمی کنم اما تنها منبعی که من از این خبر دارم یک وبلاگ است و بس و این هم لینک آن.....عشق تا ابدیت

برای خواندن حرف های نویسنده کتاب عشق تا ابدیت یا همان گرگ و میش به ادامه مطلب بروید!